جمال الدين محمد الخوانساري

220

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

تو باشد و « رائد » كسى را گويند كه صحرا نشينان پيش فرستند از براي طلب زمينى كه آب وعلف داشته باشد ومراد اين است كه راضى باش باين كه أو پيش رو تو باشد وجا بگيرد از براي تو يعنى متوسّل بآن حضرت شو در اين باب كه هر گاه أو وسيلهء تو شود منزل نيكو خواهد گرفت از براي تو اگر همه بشفاعت باشد . 2431 أكثر ذكر الموت وما تهجم عليه وتفضى اليه بعد الموت حتّى يأتيك وقد أخذت له حذرك وشددت له ازرك ولا يأتيك بغتة فيبهرك . بسيار كن ياد مرگ را وآنچه را خواهى رسيد بآن ناگاه وفرو أفتى بر آن بعد از مرگ تا اين كه بيايد مرگ ترا وحال آنكه فرا گرفته باشى از براي آن حذر خود را وبسته باشى از براي آن پشت خود را ، ونيايد ترا ناگاه پس غلبه كند برتو ، « حذر » بمعنى احتراز واجتناب است ومراد در اين مقام سلاح وأسباب حذر است ومراد به « فرا گرفتن سلاح خود وبستن پشت خود از براي آن » اين است كه تهيّهء آن را گرفته باشد وداند كه چنين دشمنى بر سر أو خواهد آمد تا با أو مقاومت تواند كرد واز أو اذيّتى باو نرسد وبهموارى وآسانى قبض روح أو بشود نه بشدّت وعنف چنانكه نسبت بكسى كه تهيّهء آن نگرفته باشد خواهد شد ، وهمچنين عقبات بعد از مرگ بر أو هموار وآسان گردد وشديد وسخت نگذرد چنانكه نسبت بجمعى كه تهيّهء آن نگرفته باشند خواهد گذشت . 2432 اجعل لكلّ انسان من خدمك عملا تأخذه به فانّ ذلك احرى ان لا يتواكلوا في خدمتك . بگردان از براي هر آدمي از خادمان خود كارى كه بگيرى أو را بآن كار يعنى آن كار را از أو خواهى پس بدرستى كه اين سزاوارتر است از براي اين كه هر يك